روزهــــا

الهــــی.. گـاهـــی نگـاهــی...

روزهــــا

الهــــی.. گـاهـــی نگـاهــی...

روزهــــا

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمـده‌ام تـا تــــو بسوزانی‌ ام...


رمان بهمن ماه .. ملت عشق
از الیف شاکاف

آخرین مطالب

  • ۹۷/۱۰/۲۷
    Yar
  • ۹۷/۰۸/۲۲
    ...

آخرین نظرات

  • ۱ بهمن ۹۷، ۰۸:۴۶ - قله (:
    :)

۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چاوشی» ثبت شده است

نقطۀ تسلیم محضم.. نقطۀ آرامشم بود                                                    

                                                    اسمتو زمزمه کردم.. این تمام شورشم بود...

Stormy

من ناپلئون.. تو دزیره...

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۷ ، ۱۴:۱۴
روزمرگی

Free Mind

سه تا از ترانه های آلبوم «ابراهیم» چاوشی..

 

منم دو دست که میخواهم

بغل بگیرمت ای جنگل

تفقدی، نظری، چیزی

به این دو ساقه‌ی کم‌رو کن...

مِسَم که پخش و پلا هستم

دچار درد و بلا هستم

تو عادلی که طلا هستی

به کیمیای مساواتت

تو را بدل به خودت، اما

مرا بدل به ترازو کن...

تو را ببوس که لب‌هایت

هنوز طعم عسل دارد

تو را بخواه که آغوشت

هنوز میل بغل دارد....

لینک آهنگ «جهان مردم فاسد را»

ترانه ای از حسین صفا، با نیم نگاهی به نظرات و جهان بینیِ وحدت وجودیِ مولوی...

آسمان

 

وقتی نمی‌میرم

هم دردسر سازم

هم دست و پا گیرم

اما به هر تقدیر

باید تحمل کرد

سربار بودن را... 

در سینه‌ام بم‌ها

با کوهی از غم‌ها

پیوسته لرزیدند

پس دفن خود کردم

همراه آدم‌ها

جان‌دار بودن را...

لینک آهنگ «همراه خاک ارّه»

فضای این شعر بر خلاف نظر منتقدها، بیشتر به اشعار بیدل نزدیکه تا خیام..
Lighthouse

 

اما بعید نیست زمانی که می روی

در از خودش جلای وطن گفته، مثل من.....

در جست‌وجوی در زدنت در به در شود

 

اما پسر شدم که تو را آرزو کنم

هی جـان به سـر شدم که تو را آرزو کنم

دریافت

حرفی نیست... جز اینکه، خیلی بیشتر از بقیه ترانه ها، به این ترانه‌ش فکر کردم....

Moon

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۷ ، ۱۶:۱۳
روزمرگی

 

 

 

ایجاد شدی توی تنُم مثل یه بحران                                   بحران شدُم از بوسه‌ی ایجاد شونده                                               

Chairs

                                           پایان غم‌انگیزه خودُم منتظرم هست                                  می‌ترسُم از اون لحظه‌ی فرهاد شونده...
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۱۹ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۳۱
روزمرگی

علم در نَوردیده، ساختار پیچیده، جاهلان فهمیده                      

                    ما ربات‌ها روزی درک می‌کنیم آیا، فهم اکتسابی را...؟

Bridge

مرا شکار کن ‌ای ماهی.. منم شکار، شکارم کن

سپس ببوس و بچرخانم.. سپس بچرخ و ببوسانم... سپس چه کار، چه کارم کن....

 

 

 متن آهنگ..

 

 

لینک خرید آلبوم "ابراهیم" چاوشی

 

 

+

..و فهمیدن آهنگای چاوشی هر روز سخت‌‌تر میشه!

اثر شاهکار در عین پیچیدگی، نباید خیلی هم پیچیده باشه...

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۱
روزمرگی

dream

کاش ای کاش کنارم بودی.. تا ببینی که چقدر دلتنگم....

                                       چاوشی



+ خیلی وقته که زیاد از آهنگای چاوشی نمیذارم اینجا......! :-)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۵۰
روزمرگی

می‌شوند از سرد مهری دوستان از هم جدا        برگها را می‌کند باد خزان از هم جدا...       صائب

مستقیم

عمو زنجیـربافــ زنجیـرتو بنازم....

                                             محسن چاوشی

+ عمو زنجیرباف، زنجیرتو بنازم.. چشم من و انجیرتو بنازم...

منظور از انجیر چیه ب نظرتون؟؟


+ شعر بالا از صائب..


+ ماه رمضون امسال چه زود داره میگذره...!

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۳۸
روزمرگی
 
دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره...
ship-tree

دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم، تهران که دریا نداره

این گوشه از شهر امنه، من سعی کردم نمیرم

اینقد نمیرم که آخر این گوشه پهلو بگیرم

تو سالها سرنشینِ این گوشه از شهر بودی

اما با من که همیشه همسایتم قهر بودی..

 

آرامش قبل طوفان ابروی اون روی ماهه

اخمت به من گفت هر شب طوفان سختی تو راهه

چند روز چند سال چند قرن، از رد پامون گذشته

 قلبم به عمره یه تاریخ از این خیابون گذشته

 

قلبم مثل گوش ماهی با موج موهات رفیقه...

عشق من این تنگ کوچیک، کوچیکه اما عمیقه...

دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم، تهران که دریا نداره

 

هر جا پِیِت رفته بودم دلتنگ برگشته بودم

آشفته و خسته انگار، از جنگ برگشته بودم

من خوب بودم تا این شهر، با خشکسالیش بدم کرد

خوب شد خدا رحم کردُ، عشق تو دریا زدم کرد

 

دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم، تهران که دریا نداره....

حسین صفا

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۵۵
روزمرگی

دوست دارم یه سکوی پرتاب زمانی باشه که باهاش پرت شم به پنج سال بعد.. سی سالگی...

خوشحالی ها و ناراحتی های اون روزم و اطرافیانم رو ببینم، و محقق شدن چند تا چیز رو...

 

شاید بعد اون برگردم برم سراغ چیزایی که قبلا دوستشون داشتم...

شاید دیر شده باشه.. اما اهمیتی نداره.

البته به شرط حیات!

nm

آن منست او.. هی مبریدش...

باشد که متصل شویم.. !

 

 

ب ن:

پستی در باب شعر متصل مولوی..

 

 

غزل کاملش..

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۵
روزمرگی
God

God عجب حلوای قندی تو...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۰
روزمرگی

wall

از هر شب بدون تو بیزارم.. از وهم ها و این همه انکارم....

 

قهوه قجری

 

+ ممنونم از دوستانی که هنوز اینجا رو فراموش نکردن... :)

 

پ ن :

ماه رمضانتون پیشاپیش مبارک.. :-)

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۲۰
روزمرگی