روزهــــا

...الهــــی.. گـاهـــی نگـاهــی

روزهــــا

...الهــــی.. گـاهـــی نگـاهــی

روزهــــا

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر...

آخرین نظرات
 
دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره...
ship-tree

دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم، تهران که دریا نداره

این گوشه از شهر امنه، من سعی کردم نمیرم

اینقد نمیرم که آخر این گوشه پهلو بگیرم

تو سالها سرنشینِ این گوشه از شهر بودی

اما با من که همیشه همسایتم قهر بودی..

 

آرامش قبل طوفان ابروی اون روی ماهه

اخمت به من گفت هر شب طوفان سختی تو راهه

چند روز چند سال چند قرن، از رد پامون گذشته

 قلبم به عمره یه تاریخ از این خیابون گذشته

 

قلبم مثل گوش ماهی با موج موهات رفیقه...

عشق من این تنگ کوچیک، کوچیکه اما عمیقه...

دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم، تهران که دریا نداره

 

هر جا پِیِت رفته بودم دلتنگ برگشته بودم

آشفته و خسته انگار، از جنگ برگشته بودم

من خوب بودم تا این شهر، با خشکسالیش بدم کرد

خوب شد خدا رحم کردُ، عشق تو دریا زدم کرد

 

دریا واسه کشتیای بی سرنشین جا نداره

پس من چرا غرق بودم، تهران که دریا نداره....

حسین صفا

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۶ ، ۱۱:۵۵
روزمرگی

at .. all

آسمون ابری و صاف، طلوع و غروب توأمان.. استواری کوه و تلاطم دریا.. زردی پائیز و سبزی بهار.. سرخ و آبی..

طلائی و آسمونی.. سفید و سیاه.. تیره و روشن!

گاهی چقدر شبیه این عکسم!

 
 
۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۱۵:۳۸
روزمرگی
Way
دوست دارین این راه به کجا بره..؟
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۷
روزمرگی

112

نمیدونم با این خنده‌ت.. شاید این روزگار وحشی آدم شه...


آهنگ.. به بهونه این پست..

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۱:۰۳
روزمرگی
 

بهت قول میدم

دلتنگیِ این دنیا مگه آخه تموم میشه...؟

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۶ ، ۱۷:۱۴
روزمرگی

ماهی هایی که زیر آبن، از بیرون آب خبری ندارن و فقط در موردش گمانه زنی میکنن..

فقط ماهی هایی واقعیت رو میفهمن ک از آب بیرون بپرن و هوا رو لمس کنن!

Sea

این آهنگ زیبا از بانو سحر.. تقدیم به شما... :)

داره میباره بارون، دونه دونه دونه...

 

عیـدتــون مبـارکــ.. :-)

 

ب ن: 16آذر.. اولین برفِ پائیزی امسال...

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۶ ، ۱۳:۴۶
روزمرگی

و خـدا برایم کافی نیست...

 

اگه خدا برامون کافی بود.. دیگه ارتباط چه معنایی داشت؟ اجتماع بی مفهوم بود.. کمک، مهر، محبت، دوستی، صحبت، چـتــر، عشق... جملگی بی‌معنی بودن!

دایره واژگان به یک دهم یا یک صدم تقلیل پیدا میکرد...

شاید دیگه اصلا نیازی به واژه ها.. به حرف زدن نبود!

umbrella

یه آهنگِ شاید بی ربط! :)

یه چتر بسه برای هر دوتامون...

۱۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۵۰
روزمرگی

Winter-road


یکی تو دنیا هست که غرق احساسه..

نگاهشو میده، چشاتو بشناسه...

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۹
روزمرگی
 
چند روز پیش این ویدئو رو دیدم.. یه طوفان دریایی سهمگینه که کم مونده کشتی رو غرق کنه...
آدمی بزرگترین سازه های قابل تصور رو هم که بسازه.. باز هم با سست شدن زیر پاش، وحشت تمام وجودشو فرا میگیره...
سفر بین ستاره ای هم که بره.. اگه تکه سنگی با سرعت زیاد به سمتش بیاد.. همون تکه سنگ کوچیک، طومار زندگیشو در هم میپیچه...
نفس آدمی به هیچ بنده.. راست میگن ک آدمی، آهی و دمی بیش نیست...
 
 
 
+
ویدئوهای زیر.. بخش هایی از نهنگ عنبر 1..
به بهونۀ اومدن نهنگ عنبر 2! :)
 
 
 
پروسۀ دراز کردنِ گوش! :))
در راستای همین سکانس..
عنبر یعنی خوشبو 
نهنگ عنبر هم یعنی.. نهنگ خوشبو و خوش خط و خال :)
استاد عطاران! =)
آهنگای دهه 60 و 70 تکرار نشدنین... :-)
یادش بخیر.. شوی رنگارنگ، طنین و نوارهای ویدئویی...
 
 
 و باز هم.. استاد عطاران! :))
شما یادتون نمیاد!! اون زمونا اگه یکی این آهنگ یاماها( You're My Heart ) رو با واکمن گوش میداد.. حس با کلاس بودن بهش دست میداد! :)
 
 
 
 
و در آخر.. مفهومی ترین سکانس نهنگ عنبر1!
فک کنم دوستان سانسـ ـورچی متوجه عمق مطلبِ این سکانس نشدن! :))
 
 
 
Flower
فـرا رسیدن ماه ربیــع الاول هم مبارک.. :-)
_ با تأخیر...
۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۶ ، ۱۹:۴۹
روزمرگی

Wall

تو دور میشوی من.. وعده به وعده نزدیک...

 

 

+ آهنگ.. از آلبوم امشب کنار غزلهای من بخواب.. شجریان

دوستان.. عواقب مادی و معنوی دانلود پای خودتونه ها! :)

 

 

خسته‌م.....

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ آبان ۹۶ ، ۱۳:۱۳
روزمرگی

Moon

شب و ماه...



 آخ زود است نرو بمان زمان کوتاه است..

 بی ماه تو سقف آسمان کوتاه است....

زنده یاد افشین یداللهی

۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۰۰:۰۶
روزمرگی
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۹
روزمرگی

دوست دارم یه سکوی پرتاب زمانی باشه که باهاش پرت شم به پنج سال بعد.. سی سالگی...

خوشحالی ها و ناراحتی های اون روزم و اطرافیانم رو ببینم، و محقق شدن چند تا چیز رو...

 

شاید بعد اون برگردم برم سراغ چیزایی که قبلا دوستشون داشتم...

شاید دیر شده باشه.. اما اهمیتی نداره.

البته به شرط حیات!

nm

آن منست او.. هی مبریدش...

باشد که متصل شویم.. !

 

 

ب ن:

پستی در باب شعر متصل مولوی..

 

 

غزل کاملش..

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۱:۴۵
روزمرگی
۱۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۶ ، ۲۱:۲۲
روزمرگی

Atlasi

من بدون تو نمیدونم چی میشه...

 

_ امیدوارم گوش دادن آهنگ تو این ماه عزیز مشکلی نداشته باشه...

 

 

 

پ ن:

داشتم آیکن هایی رو که تو کامنت ها استفاده میکنم، نگاه میکردم.. دیدم هر آیکنی رو واسه یه حالت خاص استفاده میکنم!

مثلا آیکن(یا شکلک) :) با :-) با :)) با :))) و ... تو کامنت هام، معانی متفاوتی(هر چند اندک) دارن!

یا مثلا "." و ".." و "..." و "...." و ... معنی هاشون فرق داره!

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۳۹
روزمرگی

تا حالا شده بشینید و متمرکز به این فکر کنید که..

به چه کارهایی علاقه دارید؟


در مورد خودم..

خیلی از کارا هستن که.. تا به ذهنم میرسن ،مشعوف و خوشحال، تصمیم میگیرم دنبالشون کنم.

اما مدتی بعد از تب و تابش میفتم.. این مدت ممکنه چند روز بعد باشه، یا حتی چند دقیقه بعد اون تصمیم!!

در طول دوران دانشگاه و بعدش.. تا همین حالا، خیلی از کارها رو شروع کردم و نیمه تموم رهاشون کردم...

از یه جایی به بعد.. موقع شروع یه کار جدید، حس بدی به آدم دست میده که نکنه اینو هم مث قبلیا نصفه و نیمه رهاش کنم!

به قول حمید صفت.. خیلی بده واسه مرد که بگن حرف زد و عمل نکرد!


داشتم فکر میکردم شاید دلیلش اینه که نمیدونم چه چیزایی رو دوست دارم. البته نه اینکه ندونم..

خیلی از چیزا رو دوست دارم، اما برنامه ای واسشون ندارم.. و وقتی که یادم میفتن، تصمیم به پیگیری شون میگیرم.. اما بعد مدتی به خاطر کارای دیگه‌م نمیتونم بهشون برسم و نیمه کاره رها میشن...


گفتم بهتره یه لیستی از علاقه مندیام تهیه کنم.. ببینم کلا چه چیزایی رو دوست دارم.. بعدش تا حد امکان واسه همشون برنامه ریزی کنم..

و اونایی رو که نمیتونم یا نمیشه بهشون برسم، روشون یه خط پر رنگ بکشم و  مثل خیلی از اتفاقا واسه همیشه فراموششون کنم...!

Wish


+

پیشنهاد میکنم شما هم همچین یادداشتی رو واسه خودتون داشته باشین.. اصلا واسه همین، این یادداشت رو پستش کردم! 

این کار میتونه از سر در گمی و انجام کارایی که ناتمامشون میذاریم، خلاصمون کنه!

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۳۸
روزمرگی
Rainy
 
 
شادمهر آهنگای نوستالژیک زیادی داره...
یکیش همین آهنگ..
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۶ ، ۲۳:۰۸
روزمرگی

Shab

یه کوچه ک نمیدونسته.. تمام عمر بن بسته...

 

یه آهنگایی هستن که مطمئنی خیلیا ازش خوششون نمیاد... ولی تو دوسش داری!

مث این آهنگ از کاوه یغمایی

 

 

یا این آهنگش..

اینا رو من خودم دیدم..

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۲
روزمرگی

گاهی تو جستجوهای بی هدفت میرسی به یه کلبه از جنس وبلاگ.. کلبه ای که نزدیک ده ساله که هر چند ماه یه بار آپ میشه.. همه آپ ها هم یه غمی داره توش، از انواع غم..و حس تعلق و نفرت توأمان! ده ساال...

اینجور وبلاگا رو دوست دارم! هر چند که به شدت دلگیرن...
 
چرا آدما گاهی اوقات تیکه ای از خودشونو تو گذشته جا میذارن تا بعدها مجبور شن همش برگردن و واکاوی کنن تا اون تیکه رو پیدا کنن؟
آدما مگه چندبار زندگی میکنن ک یکبارش رو بخوان فقط تو مرور گذشته ها تلف کنن؟!
infinite doors
۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۷
روزمرگی
اسی خانم از وب "طلوع من" لطف کردن.. به بازیِ "از کابوس هایت حرف بزن" دعوتم کردن..
قبل هر چیز، ی سوال..
کلمه "کابوس"، "بازی" بودنِ جریان بالا رو تحت الشعاع خودش قرار نمیده؟! :| :)


معمولا میگن آقایون کم خواب میبینن.. حداقل کمتر از خانم ها..
من که اکثر اوقات نخوابیده باید از خواب بیدار شم.. چون صبح شده!
از بس که فکر و خیال نداریم.. تخت میگیریم میخوابیم!! :))

و اما در خصوص کابوس... گاها کابوس میبینم.. اما اون کابوسه مکرر نیست.
قبلنا موقع خواب خیلی "حس سقوط از ارتفاع" رو داشتم.. اما مدتیه که پیش نیومده خدا رو شکر..
sleep
حس سقوط از ارتفاع در خواب واسه خیلیا اتفاق میفته.. و یه جور اختلال خواب به حساب میاد...


dream

+ ب رسم بازی.. از همه دوستانی که این پست رو میخونن، دعوت میکنم که تو این بازی شرکت کنن..:)
به طور مشخص از یلدا خانم عزیز از وب هنوز...
۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۱
روزمرگی

داشتم پست های آخری وبمو میدیدم.. دیدم دیگه شورشو در آوردم! :) همش آهنگ و عکسه... ظاهرا فلسفه وجودی وبلاگو بردم زیر سوال!

فکر کنم یه مدت دیگه هم بگذره، با چند تا نقطه و خط یه پستِ از نظر خودم مفهومی مینویسم!!

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۴۶
روزمرگی

seaside

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۷
روزمرگی
۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۶
روزمرگی
۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۹:۵۶
روزمرگی
God

God عجب حلوای قندی تو...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۳:۲۰
روزمرگی