روزهــــا

...الهــــی.. گـاهـــی نگـاهــی

روزهــــا

...الهــــی.. گـاهـــی نگـاهــی

روزهــــا

...waiting

آخرین نظرات

خاطره

پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۲۳ ق.ظ

واسه شما هم پیش اومده که یه تیکه از خاطرات دو سه سالگیتون یادتون مونده باشه؟

خاطره‌ای نه چندان مهم.. ولی همینجوری بی‌خود تو ذهنتون مونده باشه..

این ثبت خاطرات بی اهمیت تو ذهن.. تو دوران مختلف سنی هم وجود داره یا فقط تا دوره نوجوانی پیش میاد؟!

sun light

پرواز گروه آرین

 

سال 80 بود که این آهنگ منتشر شد.. فک کنم اولین آهنگ پاپیه ک شنیدم.. آهنگش هنوزم تازه و دوست داشتنیه.. حداقل واسه من

 

ب ن :

هفده نوع گل.. با اشکالی باور نکردنی ! :)

موافقین ۲ مخالفین ۱ ۹۵/۰۶/۱۸
روزمرگی

گروه آرین

نظرات  (۹)

اره من خاطره ی افتادنم از روی تخت وسط حیاط و شکستن سرم با وجود اینکه خیلی کوچیک بودم تو ذهنم مونده.
اهنگ خیلی عالیه کلی خاطرات تو ذهنم زنده کرد(البته من سال 80 نشنیدم بعدش بود) سی دیش رو داشتیم این بود و چندین اهنگ دیگه .
ممنون از مرور خاطرات.:)
یاعلی
پاسخ:
خدارو شکر ک ب خیر گذشته...
خب اونکه تقریبا طبیعیه(البته بستگی ب سن اون زمانتونم داره)
خاطره ک چ عرض کنم .. خاطرۀ لحظه ای از ی کوچه یا گوشه یه خونه یا کلاس قدیمی ..
این مدل خاطرات(؟) منظورمه! :)

فکر کنم 80 گوش دادم.. هر چیه تازه اومده بود آهنگش..
دقیقا .. ما هم از اون دستگاه های سیدی خور قدیمی داشتیم ک کلی چراغ داشت روش ک با ریتم آهنگ روشن خاموش میشد^_^ این آهنگ اولین ترک سیدیه بود .. سیدیشم تصویری بود! :)

خواهش میکنم :)

یا هـو
اوووووف تا دلت میخواد پیش اومده
به نطظرم طبیعیه..نمیدونم
ولی تا دلت بخواد دارم


وااای که چقدر خوبه این اهنگگگ
پاسخ:
چرا طبیعی خب؟ :)
بسی خوب.. همین الانم این مدل خاطره ها خطور میکنن ب ذهنت ؟!

اوهووم.. خیلیی :)
آره منم ی خاطرۀ نسبتاً پررنگی از چند سالگیم دارم! عجیبم هست چون من نمیدونم اتفاق افتاده یا نه حتی... 
ادامه داره دیگه هر چی سن بالاتر میره این سیر یادآوریم باید پررنگتر شه! 
منم از این آهنگِ خاطره دارم :))
پاسخ:
اگه یادتون مونده ک حتما اتفاق افتاده ..:) چون در غیراینصورت باید بگیم تناسخ واقعیت داره.. ک نداره!
جدا ؟ فکر میکردم سن هر چه بالاتر میره این مدل خاطرات کمرنگ تر میشن..

به به .. همه از این آهنگ خاطره دارن :)) اگه دوست داشتین.. بگین خاطرتونو :)

+
خوش اومدین :)
سلام 
من از همون بچگی (نرسیده به یک سالگیم )خاطره دارم تا الان :)
از خاطره تلخ تا شیرین 
مهم و نه چندان مهم :)
بنظرم تو همه دوره هاست ...



+
من این آهنگ نشنیدم گویا چرا ؟o_O:دی 
فکر کنم من اون زمان اهل شنیدن اینجور آهنگا نبودم :)
بفکر درس و کتاب بودم :))))))))
مرسی بابت آهنگ :)
پاسخ:
سلـام :)

اوه اوه.. ماشالا خاطره :)
خیلی هم خوب.. :)

+
معروفه که :)
من ک کلا زیاد آهنگ گوش میدادم.. ولی این معروفه تقریبا :)
ینی چی این حرفتون؟!! :) بوخودا منم درسم زیاد بد نبودا! :)))
قابلی نداشت :)
من هم یه تصاویری تو ذهنم هست که قبلنا فک می کردم توی بچگیم اتفاق افتاده ولی الان می گم شاید بچه بودم خوابشو دیدم :/ انقدر که محو و نامفهوم و عجیب غریبه 
قشنگ صدای خودم و دوستام یادمه که این آهنگو دست جمعی می خوندیم :) 
پاسخ:
اینم ممکنه .. خواب دیدن..
اما این خاطراتی بی اهمیتی ک میگم رو مطمئنم ک اتفاق افتادن.. با اینکه مهم نیستن!

ما هم راهنمایی ک بودیم.. ی خواننده داشتیم بین دانش آموزا.. تو جشنا میومد این ترانه رو میخوند.. البته بدون آهنگش! :)
وای من الان گل ها رو دیدم :)
چه قدر جالب بودن 
من یه زمانی خیلی به همه چی دقت می کردم. مثلن وقتی به یه برگ نگاه می کردم سعی می کردم از توش یه شکل دیگه پیدا کنم( نمی دونم چطوری بگم که منظورم رو برسونم! ) خلاصه اون دوران چیزهای جالبی واسه خودم کشف کردم! فک کن می رفتم مهمونی خیره می شدم به نقش و نگار های فرش بعدش توش یه داستان می ساختم و شخصیت هاش رو توی نقش هاش پیدا می کردم. میزبان با من صحبت می کرد من کلن نمی شنیدم :)) خلاصه ضایع بازی بود! البته سال ها پیش.
پاسخ:
بعدا به پست اضافه شدن..
بله.. خیلی ^_^

یعنی الان دیگه به هیچ چیزی دقت نمیکنید ؟؟ :)
احتمالا میزبانه بعد از کلی صدا کردنتون میگفته.. این بچه تو فضا سیر میکنه.. راحتش بذارین! :))
خدا رو شکر که الان دیگه اونطوری نیستین.. وگرنه میگفتن طرف چیزی میزنه!! :/ :)
۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۳۵ پیمان کرامتی
طبیعی خب چون بعضی ها با خاطره هاشون زندگی میکنن..مث من
پاسخ:
اوهووم .. خاطره بازی پس :)
زندگی با خاطرات مبهم زیادم خوب نیست!
من اونقدر تلاش کردم تا خاطرات یک مقطعی از زندگیم رو فراموش کنم، که کل خاطرات از ذهنم پاک شد!
یه چیزی مثل آلزایمر!
اما با وجود فراموشی همه خاطراتم، هنوزم که هنوزه اون روزی که دو ساله م بود و در اتاق قفل شد و تو اتاق چسبیده بودم به دیوار و گریه میکردم رو با جزئیات یادمه و هنوزم که هنوزه، از در بسته اتاق بیزارم و هیچ دری رو تو فضای خونه نمیبندم!
پاسخ:
چه بد.. یعنی کل خاطرات ی دوره خاص پاک شد؟
البته چه خوب شاید !

فراموشی همه خاطرات! :/
فوبیا خیلی آزاردهندس.....  البته فوبیای هر چیزی رو میشه از بین برد.. با ایجاد ی موقعیت مثل همون حالتی ک باعث شده این ترسه ب وجود بیاد..
فقط باید اون ی بار رو تحمل کنید و البته بدون اطلاع خودتون باشه ...
این گلا فوق العاده بودن!!! با دیدن هر کدومشون بیش از پیش شگفت زده میشدم!
من چرا این پست رو ندیده بودم؟ o_O
پاسخ:
بله... خیلی جالب انگیزن! :)
ب ن ها معمولا بعدا اضافه میشن ب پست.. احتمالا به همین خاطره ک ندیدینش...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">